+ احادیثی گرانبها در خصوص متعه

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند : دو نفری که ازدواج موقت می نمایند هنگامی که با هم صحبت می کنند ، کلام آنها تسبیح خداوند است و هنگامی که دست همدیگر را گرفتند ، گناهانشان از میان انگشتانشان فرو می ریزد . هنگامی که یکی از آنان دیگری را می بوسد ، خداوند برای هر بوسه ، ثواب یک حج و عمره را می دهد و هنگامی که از هم جدا می شوند خداوند برای هردوی آنان به هر لذت و شهوتی که برده اند ، حسنه ای به بزرگی کوههای بسیار بلند در نامه عملشان می نویسد و هنگامی که بلند شده و غسل کردند ، خداوند گناهان آنها را می بخشد و آبی بر مویی از موهایشان مرور نمی کند ، مگر اینکه خداوند برای هر یک از آنها ده ثواب نوشته و ده گناه محو کرده و ده درجه بالا می برد . پس پیامبر (ص) فرمودند : و برای هرکسی که پیوند بین آنها را ایجاد کرده باشد ، همین ثواب ها خواهد بود . و در ادامه فرمودند یک درهم ( خرج برای ) متعه ، از هزار درهمی که در راه خدا خرج شود برتر است ، به خدا سوگند که متعه برتر است و آن چیزی است که قرآن درباره آن سخن گفته و سنت بر آن جاری شده است . لثانی اللخبار ج1 ص 244 . همچنین در حدیثی از امام باقر (ع) نقل شده که از حضرت سوال کردند : آیا بر کسی که ازدواج موقت میکند ثوابی هم می دهند ؟ و آن حضرت در پاسخ فرمودند : هر گاه کسی به خاطر رضایت خدا و مخالفت با تحریم کننده آن . زنی را به عقد موقت خود درآورد . به خاطر هر کلمه ای که با آن زن سخن بگوید . برایش حسنه نوشته می شود . دستش را به سوی او دراز نمی کند مگر اینکه خداوند به خاطر آن ثوابی برای او ثبت می کند . واگر به او نزدیک شد خداوند به میمنت آن . گناهی از او می بخشد . پس اگر غسل جنابت نمود . به عدد موهای بدنش که آب غسل از روی آن جریان پیدا می کند خداوند . گناه از او می بخشد . راوی با تعجب می پرسد : به تعداد موها؟؟؟
نویسنده : محمد امینی ; ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ازدواج موقت و نهی خلیفه دوم‏

ازدواج موقت از مختصات فقه جعفری است. سایر رشته‏های فقهی اسلامی آن را مجاز نمی‏شمارند. مسلمانان اتفاق و اجماع دارند که در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده است و رسول اکرم (ص) در برخی از سفرها که مسلمانان از همسران خود دور می‏افتادند و در ناراحتی به سر می‏بردند به آنها اجازه ازدواج موقت می‏داده است. همچنین مورد اتفاق مسلمانان است که خلیفه دوم در زمان خلافت خود نکاح منقطع را تحریم کرد. خلیفه دوم در عبارت مشهور بین علما چنین گفت:" دو چیز در زمان پیامبر (ص) روا بود و من امروز آنهارا ممنوع می‏کنم و مرتکب آنهارا مجازات می‏نمایم متعه زنها و متعه حج". گروهی از اهل تسنن عقیده دارند که نکاح منقطع (متعه) را پیامبر اکرم (ص) خودش در اواخر عصر ممنوع کرده بود و منع خلیفه اعلام ممنوعیت آن بوده است ولی عبارت عمر خلاف این مطلب را می‏رساند. نهی موقت و مصلحت سیاسی یا نهی شرعی‏ توجیه صحیح منع خلیفه دوم را علامه کاشف العطاء این گونه بیان می‏کنند که خلیفه از آن جهت به خود حق داد ای موضوع را قدغن کند که تصور می‏کرد این مسئله داخل در حوزه اختیارات ولی امر مسلمین اس و حاکم و ولی امر می‏تواند از اختیارات خود به حسب مقتضای عصر و زمان در این گونه امور استفاده کند. به عبارت دیگر نهی خلیفه نهی سیاسی بود نه نهی شرعی و قانونی. طبق آنچه از تاریخ استفاده می‏شود؛ خلیفه در دوران زعامت خود نگرانی خود را از پراکنده شدن صحابه در اقطار کشور تازه وسعت یافته اسلامی و اختلاط با ملل تازه مسلمان شده‏پنهان نمی‏کرد، تا زنده بود مانع پراکندگی آنها از مدینه بود و به طریق اولی از امتزاج خونی آنهابا تازه مسلمانان قبل از آنکه عمیقاً تربیت اسلامی در آنهاتأثیر کند ناراضی بود و آن را خطری برای نسل آینده به شمار می‏آورد. بدیهی است که این امر موقتی بوده است و به لحاظ مصلحت سیاسی و اجتماعی روز استفاده شده است. علت عدم اعتراض مسلمین به خلیفه دوم‏ نیز به این دلیل بود که فرمان خلیفه را به عنوان یک مصلحت سیاسی و موقتی تلقی کردند نه به عنوان یک قانون دائم. و الّا ممکن نبود خلیفه وقت بگوید پیامبر (ص) چنان می‏کرد و من چنین می‏کنم. ولی بعدها در اثر جریانات بخصوصی سیره خلفای پیشین و بالاخص دو خلیفه اول یک برنامه ثابت تلقی شد و در اثر تعصبات بعدی شکل یک قانون اصلی به خود گرفت. ایراد شیعه به اهل سنت‏ اولاً این است که خلیفه به عنوان یک نهی سیاسی و موقت متعه را تحریم کرد و به همین جهت هم مواجه با عکس العمل مخالف از طرف عموم مسلمین نگردید. چرا شکل ابدیت به این قانون داده شد؟ ثانیاً امکان دارد که ما به علت عدم درک صحیح همه جانبه از لزوم و تشریع قانونی که برای ما ناخوشایند می‏نماید در جهت مهجوریت آن بکوشیم. خود برادران اهل سنت چگونه می‏توانند به قانونی که در زمان پیامبر اکرم (ص) روا بوده و پیامبر اکرم (ص) به آن اجازه می‏دادند اشکال بگیرند؟ ثالثاً برادران اهل سنت (بعضی) عقیده دارند که متعه را پیامبر اکرم (ص) خودش در اواخر عمر ممنوع کرده بود و منع خلیفه دوم در واقع اعلام ممنوعیت آن بوده است. سئوال این است چه احتیاجی به اعلام ممنوعیت دوباره آن بود؟ چرا در زمان خلیفه اول این اعلام ممنوعیت انجام نگرفت و بعد از طی خلافت خلیفه اول، آن هم نه در اوایل خلافت خلیفه دوم این ممنوعیت اعلام شد؟ (سئوال دوم و سوم از طرف نگارنده است نه از طرف شهید مطهری). دلیل اصرار ائمه اطهار و شیعه در مورد متعه‏ نفوذ و شخصیت خلیفه دوم و تعصب در پیروی از سیرت و روش کشورداری او سبب گردید که این قانون فراموش شود و این سنت ک کمل ازداوج دائم است و تعطیل شدن آن ناراحتیها به وجود می‏آورد برای همیشه متروک بماند. به همین جهت هم ائمه اطهار که پاسداران دین مبین اسلام هستند به خاطر اینکه این سنت اسلامی متروک نماند و فراموش نشود آن را ترغیب و تشویق فراوانی می‏کردند. حتی امام جعفر صادق (ع) می‏فرمودند که در این موضوع من تقیه نخواهم کرد. "یعنی مصلحت ثانوی با حکمت اولی تشریح متعه توأم شد و آن کوشش در احیاء یک سنت متروکه بود". ائمه اطهار مردان و زن دار را عموماً از این کار منع کرده‏اند به اعتبار حکمت اولی این قانون بوده خواسته‏اند بفرمایند که این قانون برای مردانی که احتیاج ندارند وضع نشده است. همچنان که امام کاظم (ع) به علی ابن یقطین فرمود "ترا با نکاح متعه چه کار و حال آنکه خداوند تراغ از آن بی نیاز کرده است". و به دیگری فرمودند: "این کار برای کسی روا است ک خداوند او را با داشتن همسری از این کار بی نیاز نگردانیده است. اما کسی که دارای همسر است فقط هنگامی می‏تواند دست به اینکار بزند که دسترسی به همسر خود نداشته باشد". اما ترغیب و تشویق آن به علت حکمت ثانوی آن یعنی احیا سنت متروکه می‏باشد. یعنی مسلم است که منظور و مقصود قانون گذار از وضع و تشریع این قانون و منظور ائمه اطهار از ترغیب و تشویق در جهت احیاء این قانون که قانونی الهی و اسلامی است در مسیر مصالح عالیه اجتماع اسلامی است. حدیثی از علی (ع) در احادیث اهل سنت‏ حدیثی که در جهت رد متعه از حضرت علی (ع) نقل می‏شود در کتاب الاحوال الشخیصه تألیف شیخ محمد ابوزهره از امیرالمؤمنین نقل شده است که: "لا اعلم احداً تمتع و هو محصن الّا رحمته بالحجارة" هر گاه بدانم شخص زن داری متعه کرده است او را سنگسار می‏کنم. ناقل این حدیث از علماء اهل سنت است ولی سند معتبری ندارد. حتی اگر این حدیث را معتبر بدانیم باز نظریه خود شیعه را تأیید می‏کند که دلیل بر جواز متعه است نه حرمت آن و می‏توان نتیجه گرفت که قانون متعه برای مردمانی نیازمند یعنی افراد مجرّد یا افرادی که دسترسی به همسرانشان ندارند تشریع شده است. از سخنان حضرت علی (ع) است که می‏فرمایند: اگر عمر سبقت نمی‏جست و متعه را تحریم نمی‏کرد احدی جز افرادی که سرشتشان منحرف است زنا نمی‏کردند. این حدیث علاوه بر اعتراض به نهی عمر از متعه آشکارا بیان دارد که اگر متعه تحریم نشده بود هیچکس از نظر غریزه اجبار به زنا پیدا نمی‏کرد و تنها کسانی مرتکب می‏شدند که عمل خلاف قانون را به جهت انحراف سرشت به عمل قانونی ترجیح می‏دهند. یعنی یکی از حکمتهای متعه جلوگیری از زنا معرفی می‏شود. معایب ومفاسدی که برای ازدواج موقت جهت اعتراض عنوان می‏شود باید قبل از هر چیز در نظر داشته باشیم که ازدواج موقت از آن جهت تشریع شده است که ازدواج دائم به تنهای قادر نبوده است که در همه شرایط و احوال رفع احتیاجات بشر را بکند وگرنه در جایی که شرایط و زمینه زناشویی دائم و همیشگی فراهم باشد مشغول شدن به امر موقتی را اسلام نمی‏پسندد. از معایبی که ذکر می‏شود: - پایه ازدواج باید بر دوام باشد و برای همیشه خود را متعلق به دیگری بدانند و تصور جدایی از نقطه شروع وجود نداشته باشد. پس ازدواج موقت امر درستی نیست... ج‏واب: این مطلب بسیار درستی است. ولی این ایراد وقتی درست است که بخواهیم متعه را جانشین ازدواج دائم کرده و ازدواج دائم را منسوج کنیم. ما گفتیم که متعه به عنوان متمم در شرایط و احوال خاص تشریح شده است. - ازدواج موقت از طرف خود زنان و دختران شیعه نیز استقبال نشده است و آن را نوعی تحقیر نسبت به خود دانسته‏اند. پس افکار عمومی شیعه چرا آن را رد می‏کند؟ جواب: منفوریت متعه در دختران برای آینده زندگی آنهاامری طبیعی است، وقتی که در ازدواج دائم دختران اسلام سختگیریهایی از قبیل اجازه پدر و شرایط مخصوص دارد، متعه جهت دختران از بحث ما خارج است و جایی ندارد. اما منفوریت عامه خصوصاً در میان زنان سوء استفاده‏هایی است که مردان هوسران در این زمینه کرده‏اند. گذشته از اینها انتظار این که ازدواج موقت به علت شرایط خاص خودش به اندازه ازدواج دائم استقبال شود؛ انتظار بیجا و غلطی است. - ازدواج موقت برخلاف حیثیت و احترام زن است و جواز شرعی آدم فروشی و نوعی کرایه دادن است. این مطلب حتی از طرف علمای بزرگی چون محمد عبده نیز عنوان شده است. این ایراد از طرف مسلمین از همه عجیب‏تر است. اولاً اشکال می‏گیرند به امری که در زمان پیامبر اکرم (ص) به عقیده خودشان رواج داشته و از طرف پیامبر اکرم (ص) اجازه داده شده است. ثانیاً آیا محدودیت مدت ازدواج موجب می‏شود که از صورت ازدواج خارج و شکل اجاره و کرایه به خود بگیرد؟ ازدواج موقت و ازدواج دائم از لحاظ ماهیت قرار داد هیچگونه تفاوتی با هم ندارند. در ثانی زنی و یا مردی که به اختیار و اراده خود عقد و ازدواج موقت می‏بندند کاری برخلاف حیثیت و شرافت انسانی نکرده‏اند. حال اینکه با تشریع این نوع ازدواج اسلام جلو مردان را از بهره‏برداریهای حقارت‏بار زنان گرفته است. چه در ازدواج دائم و چه در ازدواج موقت باید تربیت و آگاهانیدن زن و مرد اساس باشد و حقوق و وظایف شرعی طرفین در اسلام که یگانه راه سعادت اجتماعی و ابدی است تشریح شود نه اینکه به علت ناقص عمل شدن به قانونی و یا عدم درک صحیح ما از جونب و بعاد قانونی آن را مهج‏ور گردانیده و یا با عنوان کردن مسائلی خود قانون الهی را هدف قرار دهیم. - ازدواج موقت چون دوام ندارد؛ آشیانه نامناسبی است برای کودکان که به دنیا خواهند آمد و فرزندان چنین ازدواجی بی سرپرست شده و از حمایت پدر و مادر محروم خواهند ماند... در ازدواج دائم هیچیک از زوجین بدون جلب رضایت دیگری نمی‏تواند از زیر بار تناسل شانه خالی کند. یعنی یکی از اهداف ازدواج دائم ادامه نسل است. اما در ازدواج موقت ادامه نسل و بچه‏دار شدن نه اصل است و نه هدف. اما اگر زوجین خواستند تولید فرزند کنند و سئولیت نگهداری و تربیت فرزند آتیه را بپذیرند می‏توانند بچه‏دار شوند. حتی امکان دارد که در شرایطی خاص ازدواج موقت جهت بچه‏دار شدن هم انجام بگیرد. که در صورت وقوع طلاق قانون اسلامی همچنان که در ازدواج دائم مانع ضایع شدن حقوق فرزندان است در این ازدواج هم آنگونه اعمال می‏شود. ازدواج موقت جهت تأمین هوسرانی است... این ایراد هم مایه تعجب است. تردیدی نیست که ادیان آسمانی بر ضد هوسرانی و هواپرستی قیام کرده‏اند تا آنجا که در میان پیروان غالب ادیان؛ ترک هوسرانی و هواپرستی به صورت تحمل ریاضتهای شاقه در آمده است. قرآن کریم نیز هواپرستی را در ردیف بت‏پرستی قرار داده است. در اسلام آدم "ذواق" یعنی کسی که هدفش کامجویی و چشش زنان گوناگون باشد ملعون و مبغوض خداوند معرفی شده است. اسلام همانقدر که رهبانیت و ریاضت را مردود می‏داند، اشباع و ارضاء احتیاجات طبیعی را در حدود شرع جایز می‏شمارد ولی هیچوقت اجازه نمی‏دهد که انسان آتش غرایز را دامن بزند و به صورت عطش پایان‏ناپذیر روحی در آورد و اگر در زمانی و یا حتی امروز رنگ هواپرستس به ازدواج موقت زده شود و یا وسله عیاشی عده‏ای قرار گیرد؛ نه از نقص قانون است و نه آشنا با عمق و روح اسلام. بلکه نقص کسانی است که قطعاً از اسلام و روح اسلام و فلسفه قوانین اسلامی اطلاع ندارند و از قوانین الهی اسلام در جهت رسیدن به اهداف خود سوء استفاده می‏کنند. ازدواج موقت و مسئله حرمسرا یکی از معایبی که جهت ازدواج موقت یا متعه ذکر می‏شود تشکیل حرمسراهاس که اگر متعه نبود حرمسراهای عریض و طویلی که نقطه ضعف تاریخ اسلام بشمار می‏رود نبود. جوب: با قطعیت می‏توان گفت که قانون ازدواج موقت کوچکترین تأثیری در تشکیل حرمسرا نداشته است. خلفاء عباسی و سلاطین عثمانی که بیش از همه به این عنوان شهرت دارند هیچکدام پیرو مذهب شیعه نبوده‏اند که از این قانون استفاده ببرند و سلاطین شیعه با آنکه می‏توانسته‏اند این قانون را بهانه کار قرار دهند هرگز در تاریخ به پایه خلفاء عباسی و عثمانی نرسیده‏اند. این خود می‏رساند که این حرمسراها معلول اوضاع خاص اجتماعی و عدم تقوی در این افراد بوده است. ازدواج موقت در زندگی امروزی‏ ازدواج دائم مسئولیت و تکلیف بیشتری برای زوجین به وجود می‏آورد. در زندگی امروزه فاصله بلوغ طبیعی با بلوغ اجتماعی و قدرت تشکیل عائله زیادتر شده است. کسانی هم هستند که مسئولیت زندگی مشترک را که وظایف زیادتری نسبت به زوج و نسبت به فرزندان آینده ایجاد می‏کند به طور دائم نمی‏توانند بپذیرند. یعنی عملاً شخصیت ایجاد زندگی مشترک دائم را پیدا نکرده‏اند و یا شرایط زندگی و اقتصادی شخص چه زن، چه مرد اجازه زندگی مشترک به صورت ازدواج دائم را نمی‏دهد. در این صورت است که ازدواجی که ماهیت ازدواج دائم را دارد ولی محدودیتهای دائمی آن را ندارد در اسلام تشریع شده است و امروز هم فقه جعفری و قانون اساسی جمهوری اسلامی به صورت تشریع شده در اسلام آن را قبول دارند. شرایط این ازدواج مانند ازدواج دائم است. موافقت طرفین در ازدواج؛ مهر معلوم با شرایط خطبه در ازدواج دائم و همانطوری که در عقد دائم مادر و دختر زوجه بر زوج و پدر و پسر زوج بر زوجه حرام و محرم می‏گردند در عقد منقطع نیز چنین است. همانطوری که خواستگاری زوجه دائم حرام است؛ خواستگاری زوجه موقت نیز حرام است. همانطوری که خواستگاری زوجه دائم حرام است؛ خواستگاری زوجه موقت نیز حرام است. همانطوری که زنای با زوجه دائم غیر موجب حرمت ابدی می‏شود؛ زنای با زوجه موقت نیز موجب حرمت ابدی است. همانطور که زوجه دائم بعد از طلاق باید عده نگهدارد زوجه موقت نیز باید نگه دارد... در ازدواج دائم جمع میان دو خواهر جایز نیست در ازدواج موقت نیز روا نیست. به خاطر این است که می‏گوئیم از لحاظ ماهیت ازدواج دائ و متعه فرقی با هم ندارند. اما اختلافاتی کم و بیش این دو نوع ازدواج وجود دارد مثلاً در ازدواج دائم هیچکدام از طرفین بدون جلب رضایت دیگری حق ندارد از بچه‏دار شدن و تولید نسل جلوگیری کنند. ولی در ازدواج موقت جلب رضایت طرف دیگر ضرورتی ندارد. از اختلافات دیگر این دو نوع ازدواج این است که در ازدواج موقت زن و مرد تصمیم بر موقت بودن ازدواج می‏گیرند و تمدید مدت بستگی به طرفین دارد. ولی در ازدواج دائم اگر طلاق و رجوع را مشابه این مسئله ندانیم تصمیم بر دائم بودن زندگی مشترک است. می‏توان گفت اختلاف اساسی این دو نوع ازدواج که تفاوت اصلی و جوهری دو ازدواج باشد این است که ازدواج موقت از لحاظ بعضی قیود و حدود وابسته به اراده و خواست و قرارداد طرفین است. مثلاً در ازدواج دائم خواه ناخواه مرد باید عهده دار مخارج زن و زندگی باشد ولی شاید در ازدواج موقت مرد نتواند متحمل مخارج شود و یا زن اصلاً نخواهد از پول مرد استفاده کند و یا در ازدواج دائم زن خواه ناخواه باید مرد را به عنوان رئیس خانواده بپذیرد و امر او را در حدود مصالح خانواده اطاعت کند و خواه ناخواه باید از مرد تمکین داشته باشد ولی در ازدواج موقت بسته به قراردادی است که میان آنهابنا به شرایط خاص منعقد می‏گردد. نتیجه بحث‏ باید بیماریهای جامعه مورد توجه قرار گیرد و مساعی‏های مادی و معنوی جهت مبارزه و جلوگیری از آن به کار رود تا از میزان تلفات کاسته شود. متعه نیز از قوانینی است که در جهت جلوگیری از بسیاری مفاسد و بیماریهای اجتماعی تشریع شده است و تا زمان خلیفه دوم در جامعه اسلامی به صورت قانون اسلامی اجرا داشته است. فقه جعفری طرفدار این قانون به شکل تشریع شده آن است و اگر مردمی در این فقه سوء استفاده‏هایی داشته‏اند ربطی به قانون الهی اسلام ندارد. نبود این قانون شرعی جلو سوء استفاده‏ها و مفاسدی که به عنوان اعتراض به این قانون الهی بیان می‏کنند را نخواهد گرفت بلکه شکل آنها را عوض خواهد کرد. ما نباید آنجا که انسانها را اصلاح و آگاه کنیم و قوانین عالیه اسلامی را به شکل اصلی خود شناسانده و تشریح کنیم؛ به دلیل عدم عرضه و لیاقت در اصلاح انسانها قوانین را منسوخ و یا مهجور گردانیم.
نویسنده : محمد امینی ; ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ شیعه و متعه

اهل سنت بسیار بر شیعیان خورده می گیرند که شما به حلال بودن ازدواج موقت یا " متعه" اعتقاد دارید در صورتی که این حکم در اسلام ممنوع است چون از دواج و ملک یمین نیست و وقتی اینگونه نباشد پس نامشروع است و حتی برخی از آنان با صراحت آن را زنا تلقی می کنند و می گو یند : شیعیان با این کار در حقیقت زنا می کنند ! حال باید دید آیا این عمل در اسلام مشروعیت داشته یا اینکه نداشته است ؟ اهل سنت در این مورد اختلاف دارند ؛ برخی از آنان اصولا منکر تشریع این نوع ازدواج اند و اکثر آن ها معتقدند : درست است که این حکم در صدر اسلام تشریع شده اما بعدا نسخ گردیده است . اما اینکه متعه چه زمانی نسخ شده نیز اختلاف دارند : برخی از روایات اهل سنت می گوید در فتح مکه متعه تشریع گردید و رسول خدا(ص) از مکه خارج نگردید مگر اینکه متعه حرام گردید [1] روایتی دیگر می گوید در سال اوطاس متعه فقط برای سه روز یا یک روز و یک شب تجویز گردید [2] و در روایت سوم می گوید : این عمل در حجه الوداع تشریع شد و آنگاه رسول خدا (ص) از آن نهی نمود [3]. در روایت چهارم اهل سنت آمده است متعه در اول اسلام تجویز شد و هنگامی که آیه " الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم " نازل گردید [4] و در روایت پنجم روز فتح خیبر و در روایت هفتم در جنگ تبوک نسخ می کنند [5] حال باید از اهل سنت پرسید بالاخره چه زمانی این عمل نسخ گردید ! مگر یک حکم چند بار نسخ می شود ؟ اما حقیقت آن است که این حکم الهی را جز حضرت عمر نسخ نکرده است . حدیث حضرت عمر تصریح دارد که حکم متعه در زمان رسول الله (ص) مشروع بوده و او آن را تحریم کرده و برای عامل آن حد زنا تعیین نموده است . بیهقی در سنن خود نقل می کند که عمر بالای منبر رفت و گفت : " ایها الناس متعتان کانتا علی عهد رسول الله (ص) و انا انهی عنهما و اْحرمهن و اعاقب علیهن : متعه الحج و متعه النساء " ؛ ای مردم ! دو متعه در زمان رسول الله (ص) بود که من از آن نهی می کنم و آن را حرام می گردانم و بر آن عقاب قرار می دهم : آن دو متعه حج و متعه نساء است . این که متعه در زمان رسول الله (ص) مشروع بوده و عمر آن را تحریم کرده است ٰ، را جابر بن عبدالله انصاری نیز تأیید کرده است . مسلم در صحیح خود از جابر روایت می کند که گفت :‌ " استمتعنا علی عهد رسول الله (ص) و ابی بکر و عمر " ما در زمان رسول الله (ص) و ابوبکر و عمر (بخشی از زمان حکومت او) متعه می کردیم [6] نیز روایت می کند که جابر گفت :‌ " کنا نستمتع بالقبضه من التمر و الدقیق الایام علی عهد رسول الله (ص) و ابی بکر و حتی نهی عنه عمر فی شأن عمرو بن حریث " ما در زمان رسول الله و ابوبکر در مقابل یک مشت از خرما و آرد متعه انجام می دادیم تا اینکه عمر از آن نهی کرد .[7] اینکه برای حضرت عمر وحی شده بود که حکم خدا را تحریم کند یا از پیش خودش آن را تحریم کرد چون با سلیقه اش سازگار نبود ٰ، بر ما معلوم نیست اما تعجب از اهل سنت است که شیعه را بخاطر پیروی از حکم خدا و رسولش محکوم کرده و آن را زنا می دانند ! اگر ما به نبوت حضرت عمر ایمان می داشتیم البته با تحریم آن حضرت زنا کار بودیم اما متاسفانه ما به نبوت آن حضرت ایمان نداریم و در شریعت حضرت رسول (ص) به اعتراف روایات معتبر اهل سنت تحریم نشده است . همانگونه که نمونه هایی از روایات آن را آوردیم . حال اگر برفرض ما زنا کار باشیم به امر خداوند زنا می کنیم که فرمود " فما استتمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن " ؛ یعنی هرگاه متعه کردید و از زنان بهره گرفتید ، اجر و مزد زنان را بپردازید . و نیز به امر رسول الله (ص) زنا می کنیم . مسلم در صحیح خود آورده است : خرج علینا منادی رسول الله (ص) فقال :‌ إن رسول الله (ص) قد أذن لکم أن تستمتعوا یعنی متعه النساء . منادی رسول الله (ص) آمد و اعلام کرد :‌ رسول الله (ص) به شما اجازه داده که متعه کنید . یعنی متعه نساء .[8]
نویسنده : محمد امینی ; ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ متعه وعرفان

پرسش : متعه گرچه حلال است اما بالاخره لذت است و با کمال عرفانی انسان نمی سازد انسان بهتر است آن را رها کرده و به خودسازی بپردازد ریاضت نفس وسیله رسیدن به خداست و متعه و لذتهای دیگر ، مانع از رسیدن به خدا می شود ، اصلا می دونید چیه ؟ استادِ اخلاقم گفته متعه نکنید! پاسخ : اینکه چه چیزی موجب تکامل انسان می شود و چه چیزی نه، این به خیال بافی عارفانه ما نیست بلکه به امر خداست وقتی خداوند چیزی را مستحب می کند یعنی هرچه بیشتر انجام دهید بیشتر به مقام عبودیت و تکامل انسانی نزدیک می شوید و ترک آن برعکس، شما را از تقرب الهی دور می کند. بنابراین با متعه کردن به خدا بیشتر نزدیک می شویم و اگر آن را ترک کنیم دورتر خواهیم بود و اگر انکار کنیم به شیطان شبیه تر خواهیم شد. در اسلام برخلاف عرفان، ریاضت کشیدن ارزش نیست و خودسازی و تهذیب نفس هم فقط در جهت انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات ارزش دارد نه به ذات خود!
نویسنده : محمد امینی ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ سال جدید هم همچنان فعال هستیم

 

دوستان محترم به علت اینکه در ایمیل های ثبت نامی که بسیاری از متقاضیان برای ما ارسال می نمایند مشخصات لازم را ذکر نمی کنند از تمام کسانی که قصد ثبت نام برای ازدواج موقت در این وبلاگ را دارند تقاضا داریم در ایمیل ارسالی برای ما این موارد را ذکر نمایید(اگر مواردی که ذکر آنها الزامی می باشد را قید نفرمایید ثبت نام شما ناقص و ایمیل شما مشاهده نخواهد شد):

۱- نام: الزامی

۲- نام خانوادگی: اختیاری

۳- سن: الزامی

۴- شهر: الزامی

۵- مشخصات فرد مورد نظر: الزامی

۶- شرایط  جهت ازدواج موقت: الزامی

۷- مشخصات فردی: اختیاری

۸- شماره تلفن: اختیاری

۹- آدرس: اختیاری

باز هم تاکید داریم ارسال مواردی که جلوی آنها الزامی ذکر شده است برای ثبت نام ضروری است.

لطفا در ارسال ایمیل های خود به آدرس صحیح دقت نمایید

نویسنده : محمد امینی ; ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ احکام و مسائل ازدواج موقت

  مسأله 2430 - صیغه کردن زن اگر چه براى لذت بردن هم نباشد صحیح است .

مسأله 2431- احتیاط واجب آن است که شوهر بیش از چهار ماه با متعه خود نزدیکى را ترک نکند.

مسأله 2432- زنى که صیغه مى شود , اگر در عقد شرط کند که شوهر با او نزدیکى نکند , عقد و شرط او صحیح است و شوهر فقط مى تواند لذتهاى دیگر از او ببرد , ولى اگر بعدا به نزدیکى راضى شود , شوهر مى تواند با او نزدیکى نماید , و هم چنین است حکم در عقد دایم .

مسأله 2433 - زنى که صیغه شده اگر چه آبستن شود حق خرجى ندارد.

مسأله 2434- زنـى که صیغه شده حق همخوابى ندارد , و از شوهر ارث نمى برد و شوهر هم از او ارث نمى برد , و چنانچه ارث بردن را - از یک طرف یا از هر دو طرف - شرط کرده باشند صحت این شرط محل اشکال است ولى مراعات احتیاط ترک نشود.

مسأله 2435- زنى که صیغه شده اگر چه نداند که حق خرجى و همخوابى ندارد عقد او صحیح است , و براى آن که نمى دانسته , حقى به شوهر پیدا نمى کند.

مسأله 2436- زنـى کـه صیغه شده چنانچه بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود , و به واسطه بیرون رفتن , حق شـوهـر از بین میرود , بیرون رفتن او حرام است , و بنابر احتیاط مستحب در صورتى که حق شوهر از بین نرود , بدون اجازه او از خانه بیرون نرود.

مسأله 2437- اگر زنى مردى را وکیل کند که به مدت و مبلغ معین او را براى خود صیغه نماید , چنانچه مرد او را به عقد دایم خود درآورد , یا به غیر از مدت یا مبلغى که معین شده او را صیغه کند , وقتى آن زن فهمید , اگر اجازه نماید آن عقد صحیح وگرنه باطل است .

مسأله 2438- اگـر براى محرم شدن - مثلا - پدر یا جد پدر دختر یا پسر نابالغ خود را براى مدت کوتاهى به عقد کسى درآورد , در صورتى که بر آن مفسده اى بار نشود عقد صحیح است , ولى اگر در مدت ازدواج پسر به طور کلى قابلیت تلذذ نداشته باشد یا دختر به طور کلى قابل تلذذ از او نباشد صحت عقد محل اشکال است .

مسأله 2439- اگـر پدر یا جد پدرى , طفل خود را که در محل دیگرى است و نمى داند زنده است یا مرده , براى مـحـرم شـدن به عقد کسى در آورد در صورتى که مدت زوجیت قابل باشد که به معقوده استمتاع شود بر حـسب ظاهر محرم بودن حاصل مى شود و چنانچه بعدا معلوم شود که در موقع عقد , آن دختر زنده نبوده عقد باطل است و کسانى که به واسطه عقد ظاهرا محرم شده بودند نامحرمند.

مسأله 2440- اگر مرد مدت صیغه زن را ببخشد , چنانچه با او نزدیکى کرده باید تمام چیزى را که قرار گذاشته به او بدهد , و اگر نزدیکى نکرده واجب است نصف مهر را بدهد و احتیاط مستحب آن است که تمام مهر را بدهد.

 مساله 2023- ازدواج از مستحبات است و اگر کسی بترسد که با ترک ازدواج در حرام بیفتد ازدواج بر او واجب است.

مساله 2024 – به واسطه عقد ازدواج زن و مرد به هم حلال می شوند و آن بر دو قسم است : ازدواج دائم که همیشگی است و زنی را که به این عقد در می آید «دائمه» گویند و ازدواج موقت که برای مدت معینی عقد زناشوئی می بندند، خواه این مدت کوتاه باشد یا طولانی و ان را « متعه» و «صیغه» نیز می نامند.

مساله 2025 – در عقد ازدواج خواه دائم باشد یا موقت، خواندن صیغه لازم است و رضایت طرفین به تنهایی کافی نیست و صیغه عقد را طرفین یا وکیل آنها می توانند بخوانند.

مساله 2026- وکالت مرد از طرف زن، یا زن از طرف مرد، برای خواندن صیغه مانعی ندارد.

مساله 2027- هر گاه زن و مردمی به کسی وکالت داده اند صیغه عقد آنها را بخواند تا یقین نکنند که وکیل صیغه را خوانده بر یکدیگر حلال نمی شوند، ولی اگر وکیل مورد اعتماد باشد و بگوید خوانده ام کافی است.

مساله 2028- هرگاه زن، کسی را وکیل کند که او را مثلا برای ده روز یا دو ماه به عقد مردمی درآورد و ابتدای آن را معین نکند باید آغاز آن را از روز و ساعتی که عقد می کند قرار دهد.

مساله 2029- احتیاط مستحب آن است که یک نفر از سوی دو همسر صیغه عقد نخواند، یعنی دو طرف عقد دو نفر باشند و نیز احتیاط مستحب این است که انسان نمی تواند از طرف زن وکیل شود تا ا را برای خود بطور دائم و یا موقت عقد کند

 

نویسنده : محمد امینی ; ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ضرورت گسترش ازدواج موقت

ازدواج موقت اگر مورد سوء استفاده واقع نشود، پاسخگوى قسمتى از ضرورتهاى اجتماعى در مورد جوانانى است كه قادر به ازدواج دائم نيستند، يا مسافرانى كه به خاطر كارهاى تجارى و اقتصادى، يا تحصيلى يا جهات ديگر مدتى از خانواده خود دور مى‏مانند و مواردى ديگر از اين قبيل و مبارزه با ازدواج موقت راه را براى توسعه فحشا در ميان اين گروهها باز مى‏كند، مخصوصا در عصر و زمان ما كه سن ازدواج دائمى به علل مختلفى بالا رفته و از سوى ديگر عوامل تحريك كننده شهوات، بسيار فراوان است.اگر اين راه بسته شود، راه براى فحشا به يقين گشوده خواهد شد.

بار ديگر تكرار مى‏كنيم كه ما با هر گونه سوء استفاده از اين حكم اسلامى، و آن را بازيچه دست هوسبازان قرار دادن، و زنان را به آلودگى كشاندن، شديدا مخالفيم، ولى سوء استفاده بعضى هوسبازان ازاین حکم  الهی  نبايد موجب جلوگيرى از اصل آن شود، بلكه بايد از سوء استفاده جلوگيرى گردد.

نویسنده : محمد امینی ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ چند نکته

آقای پورمحمدي  وزیر کشور چند روز پیش گفته بود :بايد با جسارت مسئله ازدواج موقت ترويج شود .
البته ازدواج موقت شرایط داره و متاسفانه معمولا سوء استفاده هم از اون می شه و افراد متاهلی که هیچ نیازی ندارند سراغش می آن ولی این دلیل نمی شه که اونو نفی کنیم .
امروز شایق نماینده مجلس نیز صحبتهای کرده بود در مخالفت با وزیر کشور  .
ولی باید بدونیم که ما باید فرهنگسازی کنیم در این زمینه تا از رواج فحشا جلوگیری بشه و البته باید کاری کنیم تا از سوء استفاده افراد خوشگذران نیز جلوگیری کنیم
بعضی ها از من می پرسن چند همسر صیغه ای داری در جواب این افراد باید بگم من در جهت ترویج ازدواج موقت قدم بر می دارم ولی خودم نیازی به اون ندارم چون شرایط ازدواج دائمو داشتم . 
نویسنده : محمد امینی ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ وزيركشور خواستار ترويج ازدواج موقت شد

پورمحمدي با بيان اينكه بايد با جسارت مسئله ازدواج موقت ترويج شود،گفت : ما نبايد از ترويج ازدواج موقت در جامعه كه حكم خدا كه مي باشد، پروا داشته باشيم و اين مساله بايد باجسارت در كشور ترويج شود.
مصطفي پور محمدي كه در هم انديشي حجاب، مسوليت ها و اختيارات دولت اسلامي در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي قم سخن مي‌گفت با اشاره به اينكه بالارفتن سن ازدواج در كشور باعث بوجود آمدن معضلات فراواني مي گردد، اظهار داشت: در حال حاضر طيف گسترده اي از جمعيت كشور را جوانان با اقتضاعات سني و نيازهاي خاص خود تشكيل مي دهند و ما وظيفه داريم به اين نيازها پاسخ گوييم.

وي متوسط سن ازدواج دختران را 23 سال و متوسط سن ازدواج پسران را 26 سال عنوان كرد و افزود: عده اي به جوانان توصيه مي كنند تا نسبت به ازدواج در سنين پايين اقدام نمايند ولي در شرايط فعلي امكان ازدواج به دلايل مختلف اجتماعي و ... وجود ندارد و ما نيز نمي توانيم نسبت به اقتضاعات سني قشر جوان جامعه بي تفاوت باشيم.

نویسنده : محمد امینی ; ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ توجه توجه

از ایمیلهای خوبتون ممنون اونهایی که تونستند فرد مورد نظرشونو پیدا کردند فقط مارو دعا کنن ما هیچ پولی برای معرفی نمی خواهیم لطفا در این زمینه سووال نکنید به امید موفقیت شما

ایمیل ما sigheh4u@gmail.com

نویسنده : محمد امینی ; ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد